تبلیغات
خنده بازار خودت ببین - یک اتفاق بد

ابر برچسبها

تبادل لینك لینک4 - تبادل لینك اتوماتیك



Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :mohammad american
تاریخ:پنجشنبه 16 خرداد 1392-02:09 ق.ظ

یک اتفاق بد

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.

 

شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و

 

اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد

 

در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم که این موقع شب اینجا نشستی؟!

 

شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:

 

هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم. یادته ؟!

 

زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت:

 

 آره یادمه.شوهرش ادامه داد: یادته پدرت که فکر می‌کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!

 

زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می‌نشست گفت: آره یادمه، انگار دیروز بود!

 


مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد: یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت:

 

 یا با دختر من ازدواج می‌کنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری؟!

 

زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و…!

 

مرد نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می‌شدم !!!

 






foot complaints
شنبه 25 شهریور 1396 08:12 ق.ظ
I'm extremely inspired with your writing skills and also with the layout for your blog.

Is that this a paid topic or did you modify it your self? Either way keep up the excellent high quality writing,
it is rare to peer a nice weblog like this one
nowadays..
foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 05:48 ب.ظ
We are a group of volunteers and opening a new scheme in our community.

Your web site offered us with valuable information to work on. You have done a formidable job and our whole community will be thankful to you.
http://nixondatfblqesk.jimdo.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:23 ق.ظ
Superb, what a blog it is! This weblog presents useful data to us,
keep it up.
~Sepehr~
چهارشنبه 29 خرداد 1392 05:42 ب.ظ
چه خریتی کرده
پاسخ mohammad american : vaghean:D
raha
سه شنبه 28 خرداد 1392 07:32 ب.ظ
آخی.جیگرم کباب شد واسه مرده.
پاسخ mohammad american : :D:D:D
دوشنبه 27 خرداد 1392 10:35 ب.ظ
زهره مار تازه داشتم احساساتی میشدما
پاسخ mohammad american : ghashangish behamine dige:D:D:D
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین

ابزار هدایت به بالای صفحه