ابر برچسبها

تبادل لینك لینک4 - تبادل لینك اتوماتیك



Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :mohammad american
تاریخ:شنبه 31 فروردین 1392-04:29 ق.ظ

نتایج اخلاقی ازدواج کردن آقایون ! طنز

برید به




ادامه ی مطلب

ادامه مطلب



نویسنده :mohammad american
تاریخ:شنبه 31 فروردین 1392-04:27 ق.ظ

دوست دختر چیست؟

دوست دختر چیست؟

دوست دختر چیست؟(طنز)-دوست دختر موجودی زنده وبسیار زیبا که با مشخصه های زیر شناسایی آن به راحتی امکان پذیر است

- مانتو جین کوتاه و تنگ

- شلوار از این کوتاها!!!

- سایه چشم بنفش (که با رنگ جیغشان ست باشد)

- ابروی تراشیده و تاتو شده

- لنز زیبایی آبی یا سبز

- زلف طلایی مش شده !!!

هر جا از اینا دیدید بدانید دوست دختر و ناموس کسی است ! پس چشمتان را درویش نموده و رد شوید تا زنگ نزده به دوست پسرش و او

نیز بیاید شکمتان را سفره نماید !!!

این موجودات دوست داشتنی غالباً کنار خیابان ها ، در کافی شاپ ها و پارک ها به وفور یافت می شوند .

برای به دست آوردندوست دختر به موارد زیر نیاز دارید:

- یک عدد کاغذa4

- یک عدد خودکار

طرز تهیه : ابتدا خودکار را برمیداریم و یک عدد ۵ خیلی بزرگ روی کاغذ می رسمیم (یعنی رسم میکنیم ) سپس کاغذ را 180 درجه

سانتیگراد میچرخانیم تا نوک ۵ به طرف پایین باشدسپس یک پاره خط اوریب روی این ۵ نگون بخت مادر مرده ی واژگون شده میکشیم و

روی نوک بالایی پاره خط یک عدد هشت کوچک میکشیم که مثلاً تیره ! سپس زیر آن مینویسیم :

بخدا تو تنها عشق منی (فقط مواظب باشد خدا نزند توی کمرتان)

حالا کار شما کامل شده آن را با یک شاخه گل صورتی تقدیم یکی از آن موجودات کنید . به احتمال زیاد اینی که کشیدید تاثیر به سزایی در

تحریک احساسات و عواطف جنس لطیف دارد البته احتمال های دیگری نیز وجود دارد مانند:

- در آوردن لنگه کفش توسط جنس لطیف

- جویده شدن خرخره ی شما توسط جنس لطیف

- زنگ زدن به 110 توسط او

- جیغ زدن

- نثارکردن به روزترین فحش های خواهر مادری و...

این دیگر با شانس شما رابطه ی مستقیم دارد

این موجود زیبا بسیار احساسی بوده

پس از بدست اوردن او بسار باید مواظبش بود تاخدای نکرده احساساتش جریحه دار نشودسعی کنید باملایمت زیاد با او رفتارکرده تا عشق

را تجربه کنید.

 





نویسنده :mohammad american
تاریخ:جمعه 30 فروردین 1392-01:45 ب.ظ

یادداشت های دختر ترشیده

یادداشت های یه دختر ترشیده.

این که می گویند در ازدواج، تقدیر نقش اصلی را دارد واقدامات شما، تا قسمت نباشد، به جایی نخواهد رسید، کاملا درست است.

فرض کنید مریم بخواهد برای بازکردن بختش، خود وارد عمل شود.او تصمیم می گیرد به سراغ دوستان متاهلش رفته وازآنها بپرسد چطور شد که ازدواج کردند، آن گاه همان اقدامات را به عمل بیاورد. چه اتفاقی خواهد افتاد؟!

مریم: شهرزاد جان! چه شد که با محمد ازدواج کردی؟

شهرزاد: خوب … می دانی که محمد همکارم بود… راستش من از او خوشم می آمد و سعی کردم با محبت و توجه، نظرش را جلب کنم

{ مریم به پسر موردعلاقه اش در محل کار: پنجره را ببندید، خدای ناکرده سرما می خورید!

همکار : اصلا دوست دارم سرما بخورم تا دوست دخترم بیشتر نازم را بکشد. به شما ربطی دارد؟! (زیر لب) دخترهای این دوره و زمانه چقدر پر رو شده اند! }

*************

مریم :شهره جان! تو چطور با همسرت آشنا شدی؟

شهره :آشنایی ما از یک دعوا شروع شد. او توی کارم دخالت کرد و من ناراحت شدم، با هم بحث تندی کردیم و…!

{ همکار مجرد مریم: خانم، به نظر من نباید این کار را این طور انجام می دادید

مریم: به شما چه ربطی دارد؟ خجالت نمی کشید توی کار من دخالت می کنید؟!

همکارمجرد مریم: اصلا به درک! مرا بگو که خواستم کمکتان کنم! همین کارها را کرده اید که تا این سن مجرد مانده اید دیگر!! }

*************

مریم : آزیتا، تو با عشق ازدواج کردی؟

آزیتا:نه. من آن موقع فکر کنکور و دانشگاه بودم! مادرم اصرارداشت ازدواج کنم.

{ مادرمریم: فلانی غلط کرده بیاید خواستگاری تو!او لیاقت پاک کردن کفش های تو را هم ندارد!!(این قسمت، واقعی است! )

*************

مریم : فرشته تو کجا با همسرت آشنا شدی؟

فرشته: کنار دریا… من و او با کمی فاصله ازهم نشسته بودیم.او ازمن پرسید چرا تنها آمده ام شمال. من هم به شوخی گفتم آمده ام شمال، شاید از تنهایی در بیایم!

کنار دریا:

پسر جوان: شما تنها هستید؟

مریم: در حال حاضر بله

پسر: آهان… همراهتان رفته چیزی بخرد؟

مریم : نه… من همراه ندارم!

پسر: پس چه همراه بی ذوقی دارید! توی هتل مانده؟!( بابا آی کیو!)

مریم: نه… من کلا تنها آمده ام

پسر: واقعا نامزدتان اجازه داده شما تنهایی بیایید لب ساحل؟!( ای خدااااا!)

مریم : من اصلا نامزد ندارم، تنها آمده ام شاید اینجا از تنهایی در بیایم!

پسر: چه جالب! چون من وهمسرم برعکس شما آمده ایم اینجا تا با یک خاطره خوب و به طور توافقی از همدیگر جدا بشویم!

*************

مریم : غزاله تو کجا با فرهاد آشنا شدی؟

غزاله: توی یک میهمانی. فرهاد همان جا عاشقم شد و ازمن خواستگاری کرد!

در یک میهمانی:

پسر: مریم ! آن دختری را که گوشه سالن نشسته می شناسی؟ می شود خواهش کنم از طرف من از او خواستگاری کنی؟!

*************

مریم :ترانه تو چطور با رضا آشنا شدی؟

ترانه: رضا ازمن تقاضای دوستی کرد. قبول نکردم.اوهم شیفته نجابتم شد وآمد خواستگاری!

پسر: امکان دارد افتخار دوستی با شما را داشته باشم؟

مریم : نه خیر، من اهل این جور دوستی ها نیستم.

پسر:عجب امل عقب افتاده ای هستی.الان دیگراین افه خرکی ها(!) خریدار ندارد.لابد هنوز هم دختری! برو بابا… من دنبال موردی می گردم که open باشد!

(واقعیت تاسف انگیزی که این روزها کمابیش مشاهده می شود)

*************

مریم: حمیرا تو واقعا اینترنتی ازدواج کردی؟

حمیرا: خوب بله…اوایل محلش نمی گذاشتم، اصلا دوستی های اینترنتی را مسخره می کردم… ولی آن قدر گیر داد تا راضی شدم!

پسر:asl plz !

مریم: من به دوستی اینترنتی اعتقاد ندارم.

پسر: bye !!

 





نویسنده :mohammad american
تاریخ:جمعه 30 فروردین 1392-01:24 ب.ظ

انشاء

انشاء

یک بچه دبستانی

 در مورد ازدواج



بخونیدو لذت ببرید



برید



ادامه ی مطلب

ادامه مطلب



نویسنده :mohammad american
تاریخ:جمعه 30 فروردین 1392-01:22 ب.ظ

داستان


داستان هدیه دادن باورنکردنی یک پسر عاشق به یک دختر که واقعا آدمو متحول میکنه:

دختر: می‌دونی فردا عمل قلب دارم؟

پسر: آره عزیز دلم

دختر: منتظرم میمونی؟

پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین

میچکد را نبیند

پسر: منتظرت میمونم عشقم

دختر: خیلی دوستت دارم

پسر: عاشقتم عزیزم

***************************

بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری

خود را به دست می‌آورد، به آرامی‌چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد.

پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی.

دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه

به همین راحتی گذاشت و رفت؟

پرستار: در حالی که سرنگ  آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی

کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟

دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا 




نویسنده :mohammad american
تاریخ:چهارشنبه 28 فروردین 1392-11:08 ق.ظ

اسیا از دید ایرانیا









نویسنده :mohammad american
تاریخ:چهارشنبه 28 فروردین 1392-01:43 ق.ظ

جک

ﺩﺧﺘﺮ : ﺗﻮ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻤﯽﮐﺸﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﯼ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﻦ ؟
ﭘﺴﺮ: ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ؟!
ﺩﺧﺘﺮ: ﻧﻪ ، ﻓﻘﻂ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ !
.
.
.
هرکس به طریقی دل ما می شکند , اما تو خیلی خلاقیت به خرج دادی . . .
.
.
.
۲۶ سـالمـه ، واسـه خـودم مــَـردی شـدم
سیبـیـــل دارم ، صبـحا میـرم نـون میـگیـرم واسـه خـونـه
بـاز شیـرینـی و آجیـل رو ازم قـایــم میـکـنـن
.
.
.
صحبت های عاشقانه یارو به نامزدش:
پسته بخور عزیزم !!
.

.
پشه اومده خونمون
مامانم میگه:
بذار خونتو بخوره سنگین شه بکشیمش
شب نیاد داداشتو بخوره !
من مامان بابای واقعیمو میخووووواااااام
.

.
.
داداشم زد شیشه ادکلونو شیکوند ،
با عجله میگه زود باش چند تا لباس بیار بکشیم روش حیفه !
تو کف مدیریت بحرانشم …
.
.
.
مهمون اومده خونمون جلوش پا شدیم
میگه بشینید توروخدا برای من پاشدید؟
په نه په همینجوری خوشحالیم، داریم موج مکزیکی میریم
.
.
.
دیشب مهمون داشتیم خواهر کوچیکم داشت چایی تعارف میکرد ،
به زن عموی بابام که رسید به خواهرم گفت : الهی پیر شی ؛
آبجیه منم که معنیه این حرفو نمیفهمید گفت الهی خودت بمیری …
تا نیم ساعتم رفت تو اتاقش گریه کرد !
.
.
.
یارو عهد میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا
.
.
.
ﺗﻮ ﺟﻤﻊ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻓﯿﻠﻢ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ ﻃﺮﻑ ﺩﻭ ﺷﺨﺼﯿﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﺯﺭﺕ ﻭ ﺯﺭﺕ ﻣﯿﺰﺩ ﺁﺩﻡ ﻣﯿﮑﺸﺖ ،
ﯾﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﻋﯿﻦ ﯾﻪ ﺑﭽﻪ ﮔﻮﮔﻮﻟﯽ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻧﮕﺎﺕ ﻣﯿﮑﺮﺩ !
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻤﻮﻧﻢ ﺩﻭ ﺷﺨﺼﯿﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ؟
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ : ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﻢ ﺑﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺑﻮﺩ
ﭼﻪ ﺑﺮﺳﻪ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺷﺨﺼﯿﺖ !
ﯾﻨﯽ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺩﺭ ﺣﺪ ﻫﯿﺮﻭﺷﯿﻤﺎ ،
ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﯿﮑﻪ ﻫﺎﺷﻮ ﺟﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ بعدشم دارم میرم یونیسف !
.
.
.
روز انتقام نزدیکه . . .
یه روز میاد که یخچال میاد در اتاقمونو هی باز میکنه ، هی میبنده . . .
بعلههه
.
.
.
تا قبل عقد اسمشون پارمیدا بوده
بعد وقتی دارن قند میسابن رو سرشون و خطبه خونده میشه،
یهو میبینی عاقد میگه:
… دوشیزه “خدیجه قره قوزلوی جادوغ آبادی اشگلون تپه اصل”،
آیا من وکیلم؟
.
.
شب به شب.آی آر
.
.
بعضى از دخترا هم که موقع عکس انداختن
اِنقد سرشون و کَج مى کنن آدم فِک میکنه
هدف از این عکس نشون دادن پــَسِ کــَلَشـونه
.
.
.
به بابام میگم دلم گرفته
میگه چاه باز کن تو کابینته
ینی محبت تو خانواده ی ما موج میزنه !
.
.
.
شما هم مثل من وقتی میخواید صدای تلویزیون رو کم و زیاد کنید،
حتما باید عددش رند باشه ؟
سادیسم داریم فک کنم
.
.
.
یه روز دوست داداشم زنگ زد خونمون مامانم گوشیو برداشت ،
یارو گفت : آقا سینا هستن ؟ مامانم گفت : نخیر ، دستشویی تشریف دارن !
یه همچین مامانی دارم من ؛ پسرشو تحویل میگیره در حد لالیگا !
.
.
.
دوستان شما مثل طلا و جواهر هستند،
به دست آوردنشون سخته، ولی نگه داشتنشون سخت تره…
لطفا در حفظ و نگهداری من کوشا باشید!
.
.
.
روی شیشه دوغ نوشته:
دوغِ گازدارِ کربناته تزریقی گرما ندیده همگن شده با طعم نعناع و بدون چربی…
آخه لامصب دوغه یا اورانیوم ؟
.
.
.
تا حالا شده موهاتو با هزار تا بدبختی درست کنی ،
بعد ببینی یادت رفته تی شرت بپوشی؟!
ینی اون لحظه آدم دوس داره بمیره
.
.
.
تلویزیون داشت می گفت کودک لطیف است با آن به درستی برخورد کنید !
در راستای مسخره بازی به مامانم میگم : ماماااان من لطیفماااا …
مامانم : عزیزم تو دیگه از لطافت دراومدی کثاااافط شدی !!!
به نظر شما آلبوم دادم بیرون اسمشو چی بذارم ؟
.
.
.
میدونی تلخ ترین چیز زندگی چیه؟
در فریزرو باز کنی و قالب بستنی شکلاتیو ببینی و خر کیف شی
ولی وقتی بازش کنی توش پیاز سرخ کرده فریز شده باشه
.
.
.
دوستم داش یکی رو میزد،گفتم به خاطره من نزن
گفت خفه بابا،میام چنان میزنم تو رو هم که صدا بز بدی !!
از نفوذ و مورد علاقه بودنم در بین دوستام واقعا خوشحال شدم
.
.
.
دقت کردین یادگاری های روی دیوار و صندلی کلاس های دانشگاه،
آموزنده تر از حرف های استاده ؟
.
.
.
به یارو میگن با ریسمان جمله بساز ،
میگه می تونم انگلیسی بگم ؟
میگن: بابا ایول بگو ، یارو میگه:نو ریسمان تو پیجینگ !
.
.
.
زنه به شوهرشsms میده:
عزیزم ، اگه موافقی بریم خونه مامانم عدد ۱
و اگه میخوای بریم خونه مامانت
عدد۱۸۲۶۴۴۲۷۵۳۶۷۲۳۷۷۵۳۶۴۱۲۶۱۸۳۳۸۱۶۸۳۱رو وارد کن!
.
.
.
اگه به جاى کباب برگ هوس نیمرو مى کردم
الان تو یخچال به جاى تخم مرغ کباب برگ داشتیم!
.
.
.
من همیشه دلم می خواست ضرس قاطع رو تو یه جمله ای به کار ببرم
یه بارم به کار بردم ولی همه بهم خندیدن
خب چرا حذفش نمی کنن از زبان؟ مگه من مسخرم؟
.
.
.
به یارو میگن چرا زنتو با چاقو کشتی ؟
میگه والا وضع مالیمون خوب نبود که تفنگ بخرم !
.
.
.
یوونه شدم از بس که خیره شدم به عکس روی دیوار …
چقدر سخته آدم اینقدر به عکس خودش نگاه کنه اما هیچ نقطه ضعفی پیدا نکنه !
.
.
شب به شب.آی آر.
.
یه سری همچین می گن ما تفریحی سیگار می کشیم،
انگار بقیه برای شکنجه و عذابشه که می کشن!
.
.
.
دقت کردین:
پســرا ۱۰ دقیقه حاضر میشن، ۴ساعت میرن بیرون ..!
دختـــرا ۴ ساعت حاضر میشن، ۱۰ دقیقه میرن بیرون
.
.
.
یادش بخیر یه زمانی مامور آبخوری بودن اُبهتی داشت واسه خودش !
هِــی روزگار … !
.
.
.
یه بار زنگ درو زدن منم رفتم جلوی در گفتم بفرمایید !
طرف گفت با داداشتون کار دارم …
منم گفتم یه لحظه گوشی !
اصن یه وضی بخدا !
الان پدر و مادرم دارن دنبال بچه واقعیشون میگردن
.
.
.
همیشه یه ایمیل نخونده تو اینباکسم میزارم
به هر حال آدم باید خودش به زندگیش هیجان بده
.
.
.
۹۲ جان ! خواهشن سال خوبی باش !
نذار چهار روز دیگه رومون تو روی هم واشه
.
.
.
میگن توی طلافروشی های شمال تهران
وقتی پول خورد ندارن به جاش پسته میدن
.
.
.
تــا چـن سال دیــگه تعداد خواننده ها از شنونده ها بیشتر میشه
بعد تو سایت های موزیک اسم شنونده های جدید رو میذارن
.
.
.
الان تو خیابون منتظر تاکسی بودم ، یه دختره با بوگاتی ترمز زد جلو پام !
یک نگاه انداختم بعد به افق نگاه کردم گفتم کمتر از “پراید” سوار نمیشم
.
.
.
انقدر بدم میاد موقع درس خوندن یکی بیدارم میکنه
.
.
.
به بچه داداشم که به زور ۹ سالشه میگم داماده عمه میشی بیای دخترمو بگیری ؟
میگه حالا وایسا ببین شوهر گیر خودت میاد !
فعلا من
بهش میگم خوب اگه شوهر کردم تو میای با دخترم عروسی کنی ؟
میگه اگه باهام کل کل نکنه و سیبیل نداشته باشه و کلا زن زندگی باشه شاید بگیرمش !
دوباره من
من همسن این بودم فکر میکردم مامان بابام با هم خواهر برادرن
.
.
.
امسال ؛ سال «مار» زهر مار نشه صلوات  !
.
.
.
من فقط عاشق اینم…
حرف قلبتو بدونم …
الکی بگم جدا شیم …
تو بزنی با دمپایی ابری خیس تو دهنم…
و سرمو بکوبی به آینه،شیشه هاش خورد شه تو صورتم و
بگی زر نزن کصافط دوست دارم و نمیتونم…!
.
.
.
میدونید تو فیلم های وسترن؛ وقتی که دو نفر دوئل میکنند
معمولا کی حریفشو زودتر ناکار میکنه و زنده میمونه؟
خب معلومه . . . اونی که مارک هفت تیرش GLX باشه…!
.
.
.
عکاسی گلرخ با خدمات ویژه :
عکس از عروس و داماد در باغ پسته
پاشیدن پوست پسته و آجیل در حین فیلمبرداری بر سر عروس داماد
رد شدن پراید از جلوی دوربین ( ٢ الی ٣ بار)
.
.
.
دیگه اوضاع طوری شده که وقتی بهت عیدی میدن،
یه جوری نگات میکنن که انگار منتظرن بقیه پولشونو پس بدی!
.
.
.
- ساعت چنده ؟
- قدیم یا جدید ؟
پرکاربردترین سوال فروردین ماه
.
.
.
بارون باشه تو هم باشی …
من می رم خونه از این قرتی بازیا خوشم نمیاد !
.
.
شب به شب.آی آر
.
.
ﺍﺯ خواهرزادم پرسیدم دایی جون ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻩ ﯾﺎ ﭘﻮﻝ ﯾﺎ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ ؟
ﮔﻔﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ هیچکدومو ﻧﺪﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﺩﺍﺭﻩ ؟
من
پول
قیافه
خوشتیپی
آنتونیو باندراس
مرحوم هوگو چاوز
.
.
.
حیف نون پسرش میره سربازی  بهش میگه :
پسرم خوب کاراشونو یاد بگیر ، اومدی یه پاسگاه واست میزنم !
.
.
.
به بابام میگم : چقدر عیدی میدی امسال بهم؟
میگه : چطور؟
میگم : هیچی ، میخوام روش حساب کنم
میگه : برو خدارو شکر کن امسال با این گرونیا هنوز از خونه پرتت نکردم
.
.
.
دقایقی پیش مامانم سراسیمه اومده تو اتاقم میگه
یه بسته گوشت از فریزر گم شده تو برنداشتی ؟
خو مادر من ، من گربه ام ؟ درنده ام ؟ چی ام ؟
که فکر کردی یه بسته گوشت خام و یخ زده رو میتونم برداشته باشم ؟
.
.
.
متاسفانه اغلب احترامایی که واسه آدما قائلم
از جنس احترامیه که موقع رانندگی
واسه یه نیسان آبی قائلم !
.
.
.
ﯾﻪ ﺳﺮﯾﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮﻥ ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺷﻪ
ﺑﮕﻦ ﻣﺎ ﯾﻪ ﺳﺎﻟﻪ ﺣﻤﻮﻡ ﻧﺮﻓﺘﯿﻢ !
ﯾﺎ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻧﺨﻮﺍﺑﯿﺪﯾﻢ !
مثلا ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﻧﻤﮑﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ !
.
.
.
باحاله و یارو میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنن
باحاله میگه: تو چراغ رو بگیر من پتک میزنم
باحاله یک پتک که میزنه یک آجر می افتاده
یارو میگه: بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم
باحاله چراغو میگیره ، یارو با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین!
باحاله میگه : ولک حال کردی؟ اینطوری چراغ میگیرنا !





نویسنده :mohammad american
تاریخ:دوشنبه 26 فروردین 1392-06:13 ب.ظ

راست میگه ها





نویسنده :mohammad american
تاریخ:شنبه 24 فروردین 1392-01:47 ب.ظ

شیطان

بچه ها این مطلبو بخونید

 خنده دار نیست

 ولی من وقتی خوندم

 خیلی خوشم اومد

فکر کنم شما هم

خوشتون بیاد


البته امیدوارم



برید ادامه ی مطلب


ادامه مطلب



نویسنده :mohammad american
تاریخ:شنبه 24 فروردین 1392-01:46 ب.ظ

انگشت

کدوم انگشتت رو بیشتر دوست داری؟
(اول انتخاب کن بعد برو معنیش رو بخون)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

=============== =========

انگشت شماره 1 (انگشت شصت)
این انگشت نماد مسائل مادی و ثروت است وکسانی که این انگشت را انتخاب می‌کنند، اقتصاد‌دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالیدر وضعیت خوبی قرار دارند.

انگشت شماره 2 (انگشت اشاره)
این انگشت نماد کار است و اشخاصی که به این انگشت اهمیت بیشتری می‌دهند، انسان‌های کاری‌ای هستند و به طور کلی وجدان کاری‌ خوب و موفقیت زیادی در کارهایشان دارند.

انگشت شماره 3 (انگشت وسط)
این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشانمی‌دهد؛ افرادی که این انگشت را انتخاب می‌کنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیتداده و تا حدودی خود‌پرست و خود‌خواه هستند!

انگشت شماره 4 (انگشت انگشتری)
این انگشت نماد محبت و عشق است و کسانی که این انگشت را انتخاب می‌کنند، انسان‌هایی احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال کردن دیگرانند.

انگشت شماره 5 (انگشت کوچک)
این انگشت نماد خانواده و فرزند است و کسانیکه به این انگشت علاقه‌مندند، افرادی هستند که به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترک و به طور کلی روابط بین افراد اهمیت می‌دهند.

 





نویسنده :mohammad american
تاریخ:شنبه 24 فروردین 1392-01:45 ب.ظ

راستشو بگو





نویسنده :mohammad american
تاریخ:شنبه 24 فروردین 1392-01:38 ب.ظ

بیکار

تو آدم بیکاری هستی در صورتیکه
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .

1.
عضو فیسبوک باشی!

2.
موبایل داشته باشی!!

4.
وقتتو واسه این مطلب تلف میکنی!!!

5.
نفهمیدی تو این مطلب شماره 3 وجود نداره؟!

7.
الان چک کردی ببینی که شماره 3 هست یا نه؟!!

8.
شماره 6 کجاست؟!!!

9.
حالا لبخند میزنی!!!!

10.
شماره 1 کجاست؟!!!!

11.
هه هه هه رفتی چک کنی ببینی 1 هست؟






نویسنده :mohammad american
تاریخ:شنبه 24 فروردین 1392-01:37 ب.ظ

پنجعلی





نویسنده :mohammad american
تاریخ:جمعه 9 فروردین 1392-12:52 ق.ظ

عید







نویسنده :mohammad american
تاریخ:جمعه 9 فروردین 1392-12:50 ق.ظ

ارش کمان گیر مدل 92



ارش کمان گیر مدل 92






نویسنده :mohammad american
تاریخ:جمعه 9 فروردین 1392-12:48 ق.ظ

خر





نویسنده :mohammad american
تاریخ:جمعه 9 فروردین 1392-12:47 ق.ظ

ایران





نویسنده :mohammad american
تاریخ:جمعه 9 فروردین 1392-12:45 ق.ظ

شناخت زنان





نویسنده :mohammad american
تاریخ:جمعه 9 فروردین 1392-12:40 ق.ظ

jok

.
وای حال میده دختره داره میره عروسی دو تا دستتو صابونی کنی

بزنی به صورتش تا میتونی فرار کنیاااا

آی حال

آآآآآآآی حال میده ه ه ه
.
.
.
.
هوا کشِ توالت چیست :

اصلى ترین وظیفه ى هواکش توالت تولید صداست براى آرامش خاطرشخص مشغول

در محل و همچنین سایر وابستگان در خارج

به جون خودم ، بو بهانه ست
.
.
.
.
همه میدونن که بازده عشقی دانشگاه ها از بازده علمی اون بیشتره!

بعله :دی
.
.
.
.
سبزه هایی که مامانم مثلا میخواس واسه عیدسبز کنه اندازه نیم سانت سبز شد

بعدش چنان بویی گرفت که با ظرفش انداختیمش دور

ماهیه منم که مرد

خدا عید امسالو بخیر کنه :دی
.
.
.
.
رایتل رایج بشه هزینه مکالمه شب تا صبح رو گرون می کننا ! :دی
.
.
.
.
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم فک میکردم ماکارونی رو هم مثل برنج میکارن

اونجوری نگاه نکنین دیگه بچه بودم الان میدونم که درخت داره
.
.
.
.
یه دوست دختر ندارم گازش بگیرم جیغ بزنه هار هار بهش بخندم

کمبود امکانات داره ضعیفم میکنه
.
.
.
.
عاغا مورد داشتیم تا 28 ام رفته دانشگاه !! واااااااااااااااااااای مردم





نویسنده :mohammad american
تاریخ:سه شنبه 6 فروردین 1392-01:54 ب.ظ

عکس

تفاوت خواندن 

نامه ی عاشقانه ی
 
دختر پسر







نویسنده :mohammad american
تاریخ:سه شنبه 6 فروردین 1392-01:52 ب.ظ

خاطرات

چند وقت پیشا با خواهرم که اتفاقا از نسل گودزیلاهاس دعوام شده بود
آقا مارو کوبوند تو کمد بعدشم گفت کاری نکن بندارمت تو لوله بخاری بشی سوسیس...!!!!!!!!!!!
به خودم که نگاه کردم سر تا پام قهوه ای بود به نظر شما کارواش جواب میده یا راه افق رو در پیش بگیرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟راهنماییم کنید لفطا

 

 

دیروز تو خیابون با ماشینم داشتم میرفتم. یه مزدا3 هم که یه دختر پسر بودن ازم سبقت گرفتن. وقتی از کنارم رد شدن دختره به حالت تمسخر واسم شکلک در آورد. من هم گازشو گرفتم رفتم کنار ماشینشونو گفتم:
عزیزم عشق جدید مبارک. دیگه بهم زنگ نزن
از آینه بغل دیدم پسره دخترو پیاده کرد و رفت :))
نکته اخلاقی: با پسر جماعت در نیوفتین :))

 

یه دخترخاله گودزیلا دارم بهم میگه یا باربی برام میخری یا دیگه بهت اجازه نمیدم واسم شیر داغ كنی...:|
اخه یكی به من بگه من چه جوری خودمو بكشم؟؟؟:(

دبیرستان ک بودم ی دبیری داشتیم فامیلی بجه ها رو خلاصه میکرد.مثلا ب کریم زاده میکفت کریمی. ب احمد نیا میکفت احمدی.ب سالار بور میکفت سالاری.حالا فامیلی یکی از دوستام عوض زاده بود،حدس بزنین جی صداش میکرد؟
اون وقت از ما ج توقعی دارن؟خودایا خودت کمک کن مردم از دست رفتن...

 

 

 





نویسنده :mohammad american
تاریخ:شنبه 3 فروردین 1392-08:36 ب.ظ

جوک1

موضوع انشای این روزهای مدارس کشور :
علم بهتر است یا پراید ؟؟؟
.
.
پسره : اسمت چیه ؟؟؟
دختره : یه شارژ بفرست.
پسره : چند سالته ؟؟؟
دختره : یه شارژ بفرست.
پسره : خیلی دوسِت دارم میخوام بیام خواستگاریت !
دختره : واقعا ؟؟؟ کِی ؟
پسره : یه شارژ بفرست
.
.
سقف خواسته های ما از اینترنت اکسپلورر اینه که وقتی اشتباهی بازش می کنیم وقتی رو ضربدر کلیک می کنیم بسته بشه و کل سیستم پنج دقیقه هنگ نکنه !
.
.
قانون نانوشته ای از نیوتون :
ﺍﮔﺮ ﺍﻣﻮﺭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯽ ﺑﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻦ ؛ ﺍﮔﺮ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﮐﻨﯽ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻦ !
.
.
بالاخره نیمه گمشده مو پیدا کردم ، زیر تخت بود !
هی میگم کسی اتاق منو مرتب نکنه وسایلم گم میشه !!!
.
.
ببین مال بقیه هم رفته یا فقط مال ماست ؟” چیست ؟
اولین جمله ای که موقع قطع برق ، ایرانیها به زبان می آورند !
.
.
نمیدونم چه سریه که خیره شدن به یه نقطه وقت نوشیدن چاى لذتش رو دو برابر میکنه ؟!؟!
.
.
بنی آدم رو اعصاب یکدیگرند
.
.
رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه ؟؟؟
یه دختر بچه ۵ساله ای اونجا بود گفت پــَ نَ پــَ سزارینه !
به جون خودم من تا ۱۲سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن !
.
.
فقط یه ایرانی میتونه جلد بستنی که هیچی توش نداره رو لیس بزنه ولی بعد وقتی مهمونی تموم میشه همینطوری دیس دیس غذا بریزه تو سطل آشغال !





نویسنده :mohammad american
تاریخ:شنبه 3 فروردین 1392-11:41 ق.ظ

مدرسه





نویسنده :mohammad american
تاریخ:شنبه 3 فروردین 1392-11:36 ق.ظ

ببین دیگه چی بگم








نویسنده :mohammad american
تاریخ:شنبه 3 فروردین 1392-11:31 ق.ظ

جوک

مرد اولی : امان از دست این زنها ! زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !

دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !

* * * * * * * * * * * *

مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی!

چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !

* * * * * * * * * * * *

فرق پیر دختر با پیر پسر:

اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !

* * * * * * * * * * * *

مهمه که بتونی دختری رو پیدا کنی که باباش پولدار باشه،

دختری که خوش تیپ باشه، دختری که دوستت داشته باشه

ولی مهم تر از همه اینا اینه که این ۳ تا دختر نباید همدیگر رو بشناسن !!!

* * * * * * * * * * * *

همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره !

* * * * * * * * * * * *

یه روز یه دختر دعا می کنه خدایا :

من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه داماد خوب و خوشگل نصیب مادرم کن !!!

* * * * * * * * * * * *

پدر برای اولین بار دید که دخترش به جای اینکه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یک ربع

حرف زدن تلفن رو قطع کرد. پدر پرسید:

کی بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضی گرفته بود !

* * * * * * * * * * * *

دختره به دوستش زنگ میزنه میگه , یه پسره دنبام راه افتاده , چیکار کنم؟ دوستش میگه

خوب تندتر راه برو!! دختره میگه من دارم تند میرم ولی اون خاکتوسر خیلی یواش راه میره!








دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین

ابزار هدایت به بالای صفحه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic